جمال الدين محمد الخوانساري
17
شرح احاديث طينت ( فارسى )
و قابليت آن بدن است ، و هرچند مزاج بدن به وحدت و اعتدال نزديكتر باشد نفس فايض بر او اكمل و افضل باشد . و بنابراين ظاهر است كه بدنى كه از طينت خوب خلق شده باشد مستعدّ نفسى است اخسّ و انقص . پس اختلاف ابدان بالأخره منشأ اختلاف افعال و اعمال تواند شد . و بنابراين تصحيح آنچه مذكور شد كه اگر از طينت خوب خلق مىشد شخصى ديگر بود نيز مىتوان كرد ، زيرا كه هرگاه فيضان نفوس برحسب استعداد و قابليت ابدان باشد ، پس ظاهر است كه اگر بدن شخصى كه از طينت بد خلق شده از طينت خوب خلق مىشد آن نفس كه دارد بر آن فايض نمىشد ، بلكه بايست كه نفسى ديگر اشرف و اكمل بر آن فايض شود . و بنابراين است كه شخص آن شخص نبود ، بلكه شخصى ديگر مىبود . و ممكن است كه " طينت " در احاديث بر " گل " حمل نشود ، بلكه مجازا مستعمل شده باشد بر نوع جوهرى كه نفس از آن خلق شده يا به معنى خلقت و جبلّت باشد كه آن نيز به معنى طينت است ، چنان كه مذكور خواهد شد . و بنابراين مراد اين باشد كه : نفوس مؤمنين از جوهرى خلق شده مناسب عليّين ، يا خلقت و جبلتى دارد مناسب آن ، و نفوس كفار از جوهرى ديگر مناسب سجّين يا خلقتى و جبلتى دارد مناسب آن ، و بنابراين نيز هر دو اشكال دفع شود ، چنان كه بر متأمل منصف ظاهر گردد ، و الله تعالى يعلم . و چون گزارش سخن بر سبيل اجمال در اين باب شد اولى و اينست آن مىنمايد كه بعضى از احاديث مزبوره نقل و شرح شود تا انطباق آنها بر تأويل مذكور ظاهر گردد . بنابراين چند حديث از آنها از كتاب " كافى " ثقه الاسلام محمد بن يعقوب كلينى ، طاب ثراه ، كه معتبرترين كتب احاديث اصحاب ما رضوان الله عليهم است نقل مىشود .